کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به حضور ۷۳ درصدی مردم در انتخابات اظهار داشت: مردم ما نشان دادند به نظام اسلامی وفادار بوده و به ساز و کار انتخابات اعتماد دارند.
یدالله جوانی کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس/a>، با اشاره به پذیرش نتیجه انتخابات از سوی اصولگرایان با توجه به اینکه فرد منتخب با حدود 250 هزار رای بیشتر انتخاب شد، گفت: بین تفکر اصولگرایی و غیراصولگرایی تفاوتهای زیادی از جمله پایبندی به قانون وجود دارد.
وی افزود: اگر در انتخابات 24 خرداد بلافاصله بعد از اعلام نتایج و خبر پیروزی آقای روحانی به عنوان رئیسجمهور منتخب، رقبا نتیجه را پذیرفتند به دلیل تفکر اصولگرایی است و فرقی نمیکند که تفاوت آرا به چه شکل باشد، فردی که بالای 50 درصد آرا را کسب کند چه یک رای باشد و چه میلیونها رای، رئیسجمهور منتخب است.
جوانی ادامه داد: اصولگرایان به ساز و کار نظام اعتماد دارند و نتیجه آن را پذیرفتند و به فرد پیروز تبریک گفتند، اما در سال 88 شاهد رفتار دیگری بودیم و اصلاحطلبان به قانون تمکین نکردند و به جای اینکه اعتراضشان را از طریق قانون پیگیری کنند اقدام به اردوکشی خیابانی کردند که هم نظام را به چالش بکشند و هم انتخابات را باطل کنند اما نظام اسلامی از جمهوریت و آرای مردم صیانت کرد.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به حضور بیش از 72 درصدی مردم در انتخابات اظهار داشت: مشارکت مردم در انتخابات بالاتر از حد متوسط جهانی بود، مردم ما با حضورشان در صحنه نشان دادند که به نظام اسلامی وفادارند و به ساز و کار انتخابات اعتماد دارند.
جوانی با بیان اینکه حضور پرشور مردم در انتخابات نمایش اقتدار ملی بود، گفت: این تجلی حضور مردم ایران در صحنه انتخابات نشانگر یکپارچگی و وحدت ملی بود و برای دنیا پیامی داشت و آن اینکه نظام اسلامی از پشتوانههای مردمی بالایی برخوردار است.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: دولتی که از پشتوانههای مردمی بالا برخوردار باشد، میتواند در عرصههای بینالمللی بهتر از حقوق ملت دفاع کند.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو تصریح کرد: اگرچه اصولگراها در این انتخابت رای نیاوردند اما معنایش این نیست که جریان مقابل یعنی اصلاحطلبان پیروز شدند، اصلاحطلبان پیروز انتخابات نبودند.
جوانی افزود: شعارهایی که آقای روحانی در ایام انتخابات اعلام کرد بیانگر این بود که هیچگونه تعلقی به جریان اصلاحطلب ندارد، بلکه یک اعتدالگرا، میانهرو و قانونگرا است و اعلام کرده که از ظرفیت اصولگرایان و اصلاحطلبان معتدل استفاده خواهد کرد.
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: آقای روحانی تاکید کرده که دولت فراجناحی تشکیل میدهد و به نظر میرسد کمتر به ویژگی جناحی و جریانی افراد توجه کند و با استفاده از افراد شایسته در پیشبرد کشور موثر باشد.
وی با اشاره به اظهارات رئیسجمهور منتخب در خصوص بحث هستهای گفت: همانطور که آقای روحانی گفته است اساسا دوران تعلیق گذشته و شرایط الان متفاوت از ده سال قبل است.
جوانی ادامه داد: ملت ایران خود را در گروه ملتهایی میبیند که دارای چرخه سوخت و دانش هستهای هستند و دنیا نیز ما را به عنوان یک کشور هستهای میشناسد و مسیری که در این ده سال طی کردهایم بازگشتناپذیر است.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان تاکید کرد: هرگز نمیتوان جمهوری اسلامی را به دوران قبل از هستهای شدن برگرداند و آقای روحانی نیز حتما از این موضوع دفاع و بر روی آن پافشاری میکند. این تحریمهای ظالمانه است که باید برداشته شود. شفافسازی و گفتوگو با تعلیق همراه نخواهد بود.
پنج کاندیدای رقیب حجت الاسلام حسن روحانی در انتخابات 24 خرداد بلافاصله بعد از اعلام رسمی پیروزی وی، به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند.
این خبر عجیبی نیست.ارزش خبری استثنا و شگفتی هم ندارد که بهانه یک یادداشت قرار گیرد. در همه جای دنیا رسم است که رقبا به پیروز انتخابات تبریک می گویند.اما رفتار برخی نامزدهای ناکام در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته(سال های 84 و 88) فضایی به وجود آورده که گویی باید در این دوره از پیام تبریک رقبا به رئیس جمهور منتخب، قدری تعجب کرد!
سیاست اگر با اخلاق عجین نباشد، گاه رفتارها و رخدادهایی را رقم می زند که در باور نمی گنجد.چهره های سیاسی اگر تهذیب نداشته باشند، گاه چنان از جاده انصاف و عدالت خارج می شوند که بازگشت دوباره اشان به مسیر حق ناممکن می شود.
فتنه بعد از انتخابات 88 که به بهانه عدم سلامت انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، نمونه آشکاری از این بی انصافی و بی اخلاقی بود. کسانی که خود سال ها در منصب اجرا بوده و سازوکار انتخاباتی ایران را می شناختند به پیروی از هوای نفس و حس قدرت طلبی، آتش فتنه ای را برافروختند که به درستی، ظلم بزرگ در حق نظام و رای ملت نام گرفت. حماسه ای که ملت با حضور 40 میلیونی خود رقم زد، به دلیل توهم و بی اخلاقی برخی کاندیداها و حامیان پشت صحنه آنها تضییع شد.
قبل از آن هم البته، در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 دو تن از نامزدهایی که توفیق کسب رای ملت را نداشتند، اگرچه نتوانستند آتش فتنه خیابانی را برافروزند اما ادعای عدم سلامت انتخابات را مطرح کردند در حالی که دولت مجری انتخابات، همسو با گرایش سیاسی آنها بود. فی الواقع یعنی دوستان خودشان به نفع دشمن مشترک ، تقلب کرده اند!
در دور دوره گذشته برخی کاندیداهای ناکام انتخابات، سنت غیراخلاقی و سیئه ای باقی گذاشتند و به رئیس جمهور منتخب تبریک نگفتند. بالاتر از آن به نظام انگ تقلب زدند و ناراحتی خود از عدم جلب توجه و رای ملت را با فتنه انگیزی خیابانی بروز دادند.
اکنون، پس از انتخابات 24 خرداد، با رفتار و موضع متین کاندیداهای رقیب در قبال رئیس جمهور منتخب، گمشده اخلاق دوباره به صحنه سیاست بازگشته است. آنها که بی اخلاقی پیشه کردند و حماسه ملت را به ننگ آلودند، خوب است از رفتار گذشته خود توبه کنند و رسماً از پیشگاه ملت و نظام پوزش بطلبند هر چند آن را که خوابیده می توان بیدار کرد اما آن که خود را به خواب زده، هرگز!
متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران!
صحنه حماسی و پُرشور انتخابات در روز جمعهی ۲۴ خرداد، آزمون خیرهکنندهی دیگری بود که چهرهی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزایندهی سیاسی و پای فشردن بر مردمسالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوقهای رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافتهها و گزافههای دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
حماسهی حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همهی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدساند.
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجههی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استکبار، با زیبایی و چیرهدستی هرچه تمامتر به تصویر کشید و کشور خود و منافع ملی خود و آینده پُرتلاش و امیدوارانه خود را بیمه کرد.
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهرهی پُرنشاط و مصمم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
اینجانب با خشوع و خاکساری در برابر لطف و رحمت خداوند حکیم و علیم، جبههی سپاس بر زمین میسایم و خود و شما را به ذکر و شکر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی الله الاعظم روحیفداه و تبریک به ملت عزیز و به رئیسجمهور منتخب جناب حجتالاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نکاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میکنم:
۱- اکنون که حماسهی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعهی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفتههای رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایستهی خود را به دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواستههای پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه ی امنیت کشور و خنثیکنندهی ترفندهای دشمنان است.
۲- رئیسجمهور منتخب، رئیسجمهور همهی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیسجمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.
۳- اکنون پس از هفتهها گفتن و شنودن، نوبت کار و اقدام است. رئیسجمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است که شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و کارهائی که شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی درنگ آغاز گردد.
۴- تحقق حماسهی انتخابات، بدون شرکت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امکانپذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیتهای محترمی که پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگیناپذیر خود، صحنهی مسابقه ئی شورانگیز را آفریدند، صمیمانه تشکر کنم و آنان را باز هم به نقشآفرینی در عرصههای گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.
۵. و نیز لازم میدانم از همهی آحاد ملت که این بار نیز حادثهای ماندگار خلق کردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی که در ترغیب به مشارکت، نقشهای ارزنده ایفا کردند، و نیز از دستاندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که زحمات طاقتفرسای این هفتههای پُرکار را صبورانه تحمل کردند و با امانت کامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پُرتلاشی که امنیت این پدیدهی حساس را در کشوری با این وسعت، تا اقصینقاط آن تضمین کردند و همچنین از همهی دستگاههای همکار آنان، صمیمانه تشکر کنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.
۶. لازم میدانم به شکل ویژه از رسانهی ملی و دستاندرکاران محترم آن که شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتکرانهی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایشها و اندیشهها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را به شکل آشکار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشکری بسزا و بلیغ کرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم.
در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمتهای بزرگ الهی را سپاس گفته و با تکریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آیندهئی هرچه بهتر را برای این کشور و این ملت آرزو و مسألت میکنم.
والسّلام علیکم و رحمه الله
سیّدعلی خامنهای
۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۲
انتخابات یازدهمین دوره ریاستجمهوری اسلامی ایران، روز گذشته با شکوه وصفناپذیری در سراسر ایران با آرامش و آراستگی تمام برگزار شد و میتوان گفت از حیث تعداد جمعیت شرکتکننده شهری و روستایی و سبک برگزاری و درجه اتقان و سلامت آن در دنیا «بینظیر» است و از این رو در سطح بینالمللی دارای تاثیرات شگرف و مهمی میباشد.
حدود 34 سال قبل خانم «تدا اسکاچپول» نظریهپرداز معروف تحولات اجتماعی در کتاب «دولتها و انقلابهای اجتماعی» با صراحت نوشت: «آیتالله خمینی، تئوریهای مرا بهم ریخت» او در نظریه خود گفته بود «انقلابهای سیاسی ساختار حکومت را تغییر میدهند ولی قادر نیستند ساختار اجتماعی را تغییر دهند» او 4 سال بعد (1361) در مقاله «دولت تحصیلدار و اسلام شیعه در انقلاب ایران» نیز نوشت: «اگر در واقع بتوان گفت که یک انقلاب در دنیا وجود داشته که عمدتا و آگاهانه توسط یک نهضت اجتماعی تودهای ساخته شده است تا نظام پیشین را سرنگون سازد به طور قطع آن انقلاب، انقلاب ایران علیه شاه است». از نظر اسکاچپول و بسیاری دیگر از نظریهپردازان علوم اجتماعی، انقلابها در مجامع بشری ماهیتی عمدتا سیاسی دارند و معطوف به تغییر ساخت سیاسی جامعهاند و از این رو به مرور به حوزه طبقات برگزیده و حاکم محدود میگردند. اسکاچپول انقلاب ایران را یک استثنا به حساب میآورد و میگوید «کاری که آیتالله خمینی در عرصه سیاسی انجام داد بیش از نخبگان تودههای جامعه را به حرکت درآورده و متحول کرده است.»
این یادداشت در حالی نوشته شد که هنوز آمار رسمی مشارکتکنندگان منتشر نشده بود ولی همه چیز حکایت از آن داشت که دیروز دستکم 75 درصد واجدان شرایط رای یعنی حدود 38 میلیون نفر به پای صندوقهای رای رفته و به کاندیداها رای دادهاند.
یک جنبه مهم این حضور آن است که نظام سیاسی زمینه چنین حضوری را فراهم کرده است و این بدان معناست که نظام سیاسی هیچ نگرانی از «مقبولیت» خود در فضای اجتماعی ندارد و این برای دنیا یک پدیده بسیار جالب است. اینکه یک انقلاب سیاسی و یا یک نظام سیاسی نزدیک به 35 سال پس از به وجود آمدن، خود را در معرض اقبال یا عدم اقبال شهروندانش قرار میدهد و بعد هم اقبال شهروندان آن، رکوردهای جهانی انتخابات را میشکند، بسیار جذاب است و به تعبیر خانم اسکاچپول «دومی» ندارد.
دیروز در این انتخابات - براساس گمانهزنیها- نزدیک به 17 میلیون نفر جمعیت روستایی- یعنی حدود 87 درصد- در انتخابات شرکت کردهاند. این شرکت به خوبی نشان میدهد که این انقلاب و نظام سیاسی برآمده از آن، جایگاه خود را در طبقات کمدرآمد و دور از مرکزیت در همه نقاط شمالی، جنوبی، مرکزی، شرقی و غربی کشور حفظ کرده است. این موضوع علاوه بر آن که عمق نفوذ نظام جمهوری اسلامی را نشان میدهد، عمق امنیتی ایران را نیز نشان میدهد. دنیا به خوبی میداند که اعتراضات اجتماعی ابتدا از نقاط حاشیهای و کمتر برخوردار شکل میگیرد و کشور زمانی که این نقاط بیش از نیاز امنیتی به مرکزیت متصل باشند، از رخدادهای نامطلوب دور میشود.
در کنار آن به احتمال زیاد روز گذشته نزدیک به 60درصد از واجدان شرایط رأی در پایتخت به پای صندوقهای رأی رفتهاند، این حضور جلوه دیگری از مقبولیت نظام سیاسی در مرکزیت میباشد و البته با توجه به تنوع قومی و بافت بشدت متفاوت اجتماعی در پایتختها، مشارکت اکثریت بخوبی جلوه نظام در مرکز را نیز به نمایش میگذارد. در واقع توجه همزمان پایتختنشینها و روستانشینها به انقلاب و حکومت پس از 35سال، از انقلاب اسلامی «پدیدهای شگرف» ساخته است. براساس برآوردها مشارکت مردم در 10 شهر بزرگ کشور- شامل کرج، قم، رشت، ساری، کرمان، اصفهان، مشهد، شیراز، اهواز و تبریز- از مرز 9 میلیون نفر یعنی 72 درصد عبور کرده و در شهرهای کوچکتر این عدد به حدود 10 میلیون نفر یعنی حدود 81 درصد رسیده است و این آمار به خوبی قدرتی که دیروز در یک نقطه جمع شده و به سبد «قدرت ملی» ایران وارد شده است را نشان میدهد. جمهوری اسلامی دیروز، یکبار دیگر به نقطهای برگشت که آمریکاییها حدود 3 سال پیش به شرکای اروپایی و غیر اروپایی خود میگفتند اگر همراهی کنیم میتوانیم با تحریمهای اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک ایران را وادار به عقبنشینی نمائیم. در واقع غرب دیروز باید میوه این تحریمها و فشارها را با کاهش شدید مشارکت مردم در انتخابات میچید ولی دیروز به نحو وحشتناکی ناچار به اعتراف و عقبنشینی شد. دیروز بیبیسی عربی گفت «برگ جدید تاریخ ایران رقم خورد» و تلویزیون فرانسه گفت که تحریمها تقریبا هیچ اثری بر ایران بر جای نگذاشته است.
واقع مطلب این است که انقلاب ایران عمیقا یک انقلاب اجتماعی است و از ملتی با سابقهای عظیم نشأت میگیرد. اسکاچپول میگوید هیچ قومی به اندازه ملت ایران سابقه قیام و انقلاب نداشته و مردم ایران در برابر «آنچه نمیخواهند» زودتر از هر ملتی واکنش نشان دادهاند. وی معتقد است «تشیع» و «عاشورا» ایرانیها را همواره در جایگاه مخالف وضع موجود قرار داده است و حالا این ملت با این روحیه تحولطلب با یک انقلاب و نظام تحولطلب پیوند خورده و بر یکدیگر همافزایی دارند. مردم در ایران بیش از مردم عرب از پیامبری که گویش و قومیتی عربی داشت، تبعیت میکنند و بیش از آنان عاشق و مدافع ائمهای هستند که اکثر آنان دوره حیات خود را در سرزمینهای عربی سپری کردهاند. در واقع ایران جز در یک دوره کوتاه 4 ساله شاهد حضور یک امام معصوم در خاک خود نبوده است. ولی محبت به این ائمه که مظهر اسلام ناب هستند را همواره بیش از اعراب و ساکنان حجاز و عراق در سینه خود پروریدهاند. بسیاری از نظریهپردازان چنین پدیدهای را عجیب و استثنایی دانستهاند.
یکی از جامعهشناسان معتقد است ایرانیها همیشه آنچه را که نمیپسندیدهاند «اهریمنی» دانسته و آنچه نزدشان پذیرفتنی بوده «اهورایی» دانسته و از آن دفاع کرده و به نظر دیگران هم کاری نداشتهاند. این نظریهپردازان میگویند ایرانیها، غرب و مناسبات آن را هیچگاه به نفع خود ارزیابی نکردهاند تا در برابر آن کرنش نمایند. در حالی که وقتی اسلام بر آنان عرضه شد سریع آن را پذیرفتند و به جدیترین حامیان آن تبدیل شدند اما واکنش ایرانیها به مدرنیته و غرب در دو وجه تبلور پیدا کرد. از یک سو ایرانیها علیرغم تبلیغات وسیع و فشار غرب، مدرنیته را بعنوان یک روش برای زندگی نپذیرفتند و از سوی دیگر به زبان انگلیسی و فرانسوی روی خوشنشان ندادند در حالیکه مردم ترکیه یا مردم هند و مردم پاکستان و بسیاری از مناطق دیگر در مواجهه باغرب، هم زبان مادری خود را به حاشیه بردند و هم بسیاری از سنن و قوانین مدرنیته را قبول کردند. ایران البته بعضی از مظاهر مدرنیسم مثل تفکیک قوا و یا انتخابات و حزب را پذیرفت اما همه تار و پود آن را تغییر داد بعنوان مثال انتخابات در ایران از اقتضای مدنی به اقتضای شرعی تبدیل و تکمیل شد و مراجع تقلید آن را در رأس فرائض دینی دانستند.
در نظریهپردازیها گفته میشد رهبران تحولات سیاسی اجتماعی برای آنکه مسیر حرکت مردم را برمبنای بنیانهای نظری خود حفظ نمایند، حرکت «عقربهها» رابا دستان خود کنترل میکنند. ولی پس از مدتی ناچارند آن را رها کنند و کنار بروند. «اریک ارتوربلر» داستاننویس سیاسی انگلیسی که به «جرج اورل» شهرت پیدا کرده و صاحب اثر معروف «مزرعه حیوانات» میباشد، در کتاب خود میگوید: تحولات اجتماعی، تحولات سیاسی را در خود هضم میکنند و رهبران سیاسی را به حاشیه میرانند و از این رو هیچ انقلابی قادر نیست اصالت و جایگاه خود را در میان پدیدآورندگانش حفظ نماید. او که سابقه چپگرایی دارد، انقلاب روسیه را یک مصداق از همه انقلابهای سیاسی میداند که کمتر از 10 سال پس از پدید آمدن در میان روندهای اجتماعی مدفون شد. البته ارتور بلر یا همان جرج اورل آنقدر زنده نماند تا انقلاب اسلامی راتجربه کند او سه دهه پیش از تحقق انقلاب اسلامی درگذشت و مسلماً اگر زنده بود ناچار به تجدیدنظر در تئوری خود میشد. انتخابات دیروز به خوبی نشان داد که از یک سو رهبری با اعتماد به پدیدآورندگان و حتی اعتماد به میلیونها شهروند جدیدی که هیچ نقشی هم در پیروزی انقلاب و مهمترین حادثههای پس از آن نداشتهاند، چرخش عقربهها رابه آنان سپردهاند و از سوی دیگر این انتخابات ثابت کرد که انقلاب میتواند یک پدیده صرفاً تاریخی و از جنس یک رویداد نباشد، انقلاب میتواند یک روند باشد، «روندی نو شونده» که حتی تغییر نسلها آن رامتوقف نگرداند. انتخابات دیروز نشان داد که «انقلاب اسلامی 57» در 92 هم کاملاً زنده و فعال است و متولدین 68 تا 74 هم که نه انقلاب و نه جنگ راتجربه کردهاند به اندازه پدران و پدربزرگهای خود، اهداف،منطق و روایی انقلاب اسلامی 57 را قبول دارند و برای حفظ آن هم پیمان هستند.
در واقع انتخابات دیروز نشان داد که انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن با استواری تمام در متن اجتماعی- تودههای عظیم- جریان دارد و سایر حوادث را تحتالشعاع قرار میدهد.
سعدالله زارعی
گفت: شبکه «بیبیسی» از اینکه خبرنگارش در میان مردم با بیمحلی روبرو شده و ملت این شبکه را جاسوس و دروغگو و نوکر ملکه انگلیس نامیدهاند حسابی عصبانی شده است.
گفتم: مگر بیبیسی در ایران خبرنگار دارد؟
گفت: مدیر بخش فارسی بیبیسی هم گفته است ما در ایران خبرنگار نداریم و خبرنگاری که با آرم بیبیسی به میان مردم رفته بود خبرنگار بیبیسی نیست.
گفتم: مردم چه میدانستند که او خبرنگار بیبیسی نیست! بنابراین اعتراض شدید مردم به او نشاندهنده عمق دشمنی و بیاعتمادی مردم ایران با این شبکه انگلیسی است.
گفت: ولی مدیر شبکه بیبیسی میگوید؛ این ماجرا نمیتواند باعث دلسردی ما شود!
گفتم: به یارو گفتند؛ چه نشستهای که بابات مُرد و یارو گفت؛ راستشو بگین، حتما سرما خورده نمیخواهید راستشو بگین،... بگین! من آمادگیشرو دارم!
اینبار بوسه بر استوارنام. محمود احمدی نژاد در روزهایی که کمتر در متن خبرها قراردارد، بار دیگر سوژه یک حاشیه دیگر شد. این بار با یک عکس. دیروز و در حاشیه مراسم تقدیم استوارنامه سفیر جدید ونزوئلا در ایران، محمود احمدی نژاد استوارنامه سفیر جدید ونزوئلا را بوسید. بوسه ای که در قاب دوربین عکاسان نشست و بلافاصله رسانه ای شد.
اما احمدی نژاد پیش از این هم بوسه های خبرسازی کرده بود. چد عکس متفاوت از بوسه های حاشیه ساز احمدی نژاد را ببینید.
این تصویر، شاید یکی از اولین حاشیه سازی های احمدی نژاد باشد. بوسه بر دستان اولین معلم رئیس جمهور در جریان برگزاری یک مراسم تجلیل. این بوسه احمدی نژاد در اواایل فعالیت احمدی نژاد با واکنش های مختلفی روبه رو شد و تا مدت ها سوژه اول رسانه های منتقد دولت بود.
احمدی نژاد که در همایش ملی حفاظت و نگهداری اسناد و میراث مکتوب شرکت کرده بود و از مجموعه 40 جلدی فهرست کتب خطی و مجموعه تاریخ شفاهی ایران و همچنین سند دستور فک پلمپ و آغاز به کار مراکز هستهیی ایران رونمایی کرده بود، در حاشیه این مراسم، این طور به یکی از اسناد بوسه زد.
احمدی نژاد یک بار هم در حاشیه مراسم تجلیل از نخبگان، بر یک شال گردن ویژه این مراسم این طور بوسه زد.
حاشیه یکی از سفرهای استانی دولت و این بار بوسه ای که با واکنش جالب کودک خردسال حاضر در مراسم افتتاح همراه شده است.
شاید یکی از حاشیه ساز ترین بوسه های احمدی نژاد، در جریان سفر خبرساز او به ونزوئلا و شرکت در مراسم خاکسپاری هوگو چاوز روی داد. بوسه ای بود که او بر تابوت هوگو چاوز زد. رفتاری بود که در عرف بین المللی تعریف نشده و البته در داخل کشور هم با انتقادات و واکنش های فراوانی روبه رو شد.
شبیه این تصویر، در سفرهای استانی احمدی نژاد فراوان است. اما جنس این بوسه شاید کمی متفاوت باشد. بوسه ای که بر دستان مهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ر) زده شد.
رضا روستا آزاد رئیس دانشگاه صنعتی شریف در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس/a> گفت: ماهواره شریفست تکمیل شده است و در حال حاضر این ماهواره در نوبت پرتاب قرار دارد.
وی افزود: البته تا زمانی که نوبت پرتاب برای ماهواره شریفست صورت گیرد از فرصت استفاده کرده و اقداماتی را در زمینه توسعه این ماهواره انجام میدهیم.
روستا آزاد ادامه داد: با توجه به اینکه در حال حاضر فضای جامعه معطوف به انتخابات ریاست جمهوری است امکان پرتاب این ماهواره کم است و امیدواریم در شش ماه اول امسال پرتاب این ماهواره به فضا صورت گیرد.
رئیس دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه شریفست با ماهوارهبر بومی سفیر یک ـ بی به فضا پرتاب میشود، اضافه کرد: این ماهواره پس از پرتاب در مدار ژئو و ارتفاع 500 کیلومتری از سطح زمین قرار خواهد گرفت.
وی درباره ویژگیهای این ماهواره گفت: وزن ماهواره دانشجویی شریفست کمتر از 50 کیلوگرم است و به منظور طراحی و ساخت آن فعالیتهای دقیق علمی و پژوهشی با حضور بیش از 100 نفر از دانشجویان، دانش آموختگان و اعضای هیئت علمی دانشگاه شریف انجام شده است.
رضا روستا آزاد رئیس دانشگاه صنعتی شریف در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس/a>>/> گفت: ماهواره شریفست تکمیل شده است و در حال حاضر این ماهواره در نوبت پرتاب قرار دارد.
وی افزود: البته تا زمانی که نوبت پرتاب برای ماهواره شریفست صورت گیرد از فرصت استفاده کرده و اقداماتی را در زمینه توسعه این ماهواره انجام میدهیم.
روستا آزاد ادامه داد: با توجه به اینکه در حال حاضر فضای جامعه معطوف به انتخابات ریاست جمهوری است امکان پرتاب این ماهواره کم است و امیدواریم در شش ماه اول امسال پرتاب این ماهواره به فضا صورت گیرد.
رئیس دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه شریفست با ماهوارهبر بومی سفیر یک ـ بی به فضا پرتاب میشود، اضافه کرد: این ماهواره پس از پرتاب در مدار ژئو و ارتفاع 500 کیلومتری از سطح زمین قرار خواهد گرفت.
وی درباره ویژگیهای این ماهواره گفت: وزن ماهواره دانشجویی شریفست کمتر از 50 کیلوگرم است و به منظور طراحی و ساخت آن فعالیتهای دقیق علمی و پژوهشی با حضور بیش از 100 نفر از دانشجویان، دانش آموختگان و اعضای هیئت علمی دانشگاه شریف انجام شده است.
«محمد اسماعیل افشار» عضو هیئت امنای جمعیت مبارزه با دخانیات با بیان این مطلب، افزود: مصرف سیگار نه تنها برای فرد مصرف کننده که برای تمام افرادی که اطراف وی هستند، خطرناک است و سلامت آنان را تهدید می کند.
عضو هیئت امنای جمعیت مبارزه با دخانیات کشور بیان کرد: امروز از هر ۱۰فرد مبتلا به سرطان ریه ۹ نفر بر اثر مصرف سیگار به این بیماری مبتلا شده اند.
وی افزود: این واقعیت که مصرف سیگار دروازه اعتیاد به دیگر مواد مخدر است باید زنگ هشداری برای همه مردم و مسئولان کشور باشد.
افشار اظهار کرد: مبارزه با مصرف دخانیات نباید محدود باشد و قلیان نیز باید در فهرست مواد بسیار خطرناک قرار گیرد زیرا مصرف یک بار آن با ۲۰ نخ سیگار برابری می کند ضمن این که لوله قلیان به دلیل آلودگی، ناقل بیماری های مختلف است.
حدود چهار درصد افراد بین ۱۳ تا ۱۹ سال سیگاری هستند
حدود چهار درصد افراد بین ۱۳ تا ۱۹ سال کشور سیگاری هستند که از این تعداد شش درصد را پسران و یک درصد را دختران تشکیل می دهند.
«غلامرضا حیدری» رئیس مرکز تحقیقات، پیشگیری و کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هم در این باره گفت : تعداد دختران سیگاری نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است.
وی افزود: افزایش نوجوانان سیگاری یک روند جهانی است و در تمام کشورهای دنیا، سن شروع مصرف سیگار به ۱۳سال کاهش یافته است که ایران نیز از این امر مستثنی نیست.
حیدری گفت: روند شیوع مصرف سیگار ابتدا از مردان آغاز می شود و سپس به زنان سرایت می کند. رئیس مرکز تحقیقات، پیشگیری و کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: کمتر از ۱۲درصد افراد بالای ۱۵سال کشور نیز سیگاری هستند که کمتر از ۳۵درصد این تعداد را مردان و کمتر از ۳ درصد را زنان تشکیل می دهند.
حضرت آیتالله العظمی خامنهای در وصف امام(ره) فرمودند: شخصیت عظیم امام عزیز ما، حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیای معصومین، با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نبود. او ودیعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه عظمت الهی بود.
-------------------------------
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس/a>، حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر حکیم انقلاب اسلامی همواره از امام خمینی(ره) به عنوان شخصیتی برجسته در تاریخ ایران اسلامی یاد کرده و بر حرکت در مسیر خط امام تاکید داشتند.
به مناسبت بیستوچهارمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری درباره ابعاد شخصیتی امام راحل به شرح زیر منتشر میشود:
* «امام خمینى» عظیم چون ستارهى پرفروغى بر تارک انقلاب اسلامى ایران میدرخشد
در دوران معاصر هم نام درخشان «امام خمینى» عظیم چون ستارهى پرفروغى بر تارک انقلاب اسلامى ایران میدرخشد. در این میان، صدها عالم معروف و هزاران عالم غیرمعروف نیز، امروز و دیروز، نقشآفرین حوادث اصلاحىِ بزرگ و کوچک در کشورهاى گوناگون بودهاند
02/09/ 92- بیانات در اجلاس جهانی علما و بیدارى اسلامى
* امام حکیم به معنای قرآنی آن بود
امام بزرگوار ما حکیم بود. امام یک حکیم به معناى قرآنى بود. حکیم یعنى آن کسى که حقائقى را مشاهده میکند که از چشمهاى دیگران مغفولٌعنه است؛ پوشیده است. کلمات او، کلماتى ممکن است ساده به نظر بیاید، اما هر چه میشکافید، مىبینید لایهها و عمقهاى بیشترى دارد. امام اینجورى بود.
1387/02/12بیانات در دیدار معلمان استان فارس
*فاصله بسیاری بین فلاسفه، عرفا، دانشمندان علوم عقلى، سیاسیون با امام بزرگوار است
حقیقتاً امام بزرگوار ما یک استثناء در تاریخ ما و یک قلهى بلند در حرکت ملت ایران بود. این را نه از باب عشق و علاقهای که همچنان کانونش در دل ما نسبت به ایشان گرم است، عرض مىکنیم؛ بلکه نگاه منصفانهى هر کسى این را تأیید مىکند. امام حقاً و انصافاً یک عنصر استثنایى بود. رجال تاریخى کشور را ما مىشناسیم. بنده کم و بیش با تاریخ آشنا هستم. این شخصیت جامع نه در بین علماى بزرگ ما نظیر دارد، نه در بین زمامداران این کشور نظیر دارد، نه در بین مصلحان و منادیان تحول در این کشور نظیر دارد. بزرگانى مثل مرحوم سید جمال و تحول خواهانى که در کشور ما یا حتّى در دنیاى اسلام بودند، کجا؛ این مرد چند بعدىِ عمیقِ حقیقتاً توصیف ناشدنى کجا؟ ما علما و فقهاى بزرگى داشتیم که سخنان و مطالب آنها در اختیار ماست؛ امام بزرگوار در ردیف اول اینگونه شخصیتها قرار مىگیرد. بنده شرح حال بسیارى از فلاسفه، عرفا، دانشمندان علوم عقلى، سیاسیون، پیرمردهاى پخته و آدمهاى سنجیده را در کتابها خواندهام یا در زندگىام با آنها برخورد داشتهام؛ حقاً فاصلهى بین آنها و امام بزرگوار، فاصلهى زیادى است. هر کدام از ابعاد گوناگون این شخصیت، به تنهایى از نظایر خود جلوتر و پیشتر است.
1384/03/10 بیانات در دیدار اعضاى ستاد برگزارى مراسم سالگرد ارتحال امام خمینى(ره)
* امام پیر حکمت و مردِ حکیمِ دنیا دیده مجرّب، با دید نافذ بود
امام یک جوان نبود که شما بگویید «احساساتى شد و حرفى زد.» امام، آن پیر حکمت و مردِ حکیمِ دنیا دیده مجرّب، با دید نافذ خود، آنطور از حرکت دانشجویان در آن روز تجلیل کرد. پس امام، به حقیقتى پى برده بود که این را گفت. ما نیز همان را - نه فقط از روى تبعیت ؛ بلکه از روى احساس، از روى بینش و از روى منطق - تأیید و تصدیق مىکنیم.
1390/03/14 بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)
* شرق و غرب دنیا علیه امام دست به دست هم دادند او خم به ابرو نیاورد
امام، اینگونه بود. آن مرد پولادینى که شرق و غرب دنیا علیه او دست به دست هم دادند و خم به ابرو نیاورد، نیمه شب، آن چنان در مقابل خداوند متعال اشک مىریخت که نزدیکانشان به من مىگفتند شبها که امام گریه مىکند، براى پاک کردن اشکهایشْ دستمال کافى نیست؛ امام چشمانش را با حوله پاک مىکند! این قوّت از آن قوّتهاست.
1372/10/26بیانات در دیدار جمعی از پاسداران
* شخصیت حضرت امام خمینی(ره) استثنایی و ممتاز بود
خصوصیات امام، استثنایی و ممتاز و بی نظیر است و هرچه در ابعاد شخصیت ایشان تامل کنیم، این استثنا و امتیاز را بهتر و بیشتر می یابیم. حال که این داغ بزرگ، دلهای ما را گداخته است و غم سنگینی قلبهای ما را می فشارد، خلا وجود او را بیشتر احساس می کنیم....
1368/3/16در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران
*محو در اراده الهی و تکلیف شرعی/ امام مصداق ایمان و عمل صالح بود
شخصیت امام تا حد بسیار زیادی به اهمیت و عظمت آرمانهای او مربوط می شد. او با همت بلندی که داشت، هدفهای بسیار عظیمی را انتخاب می کرد. تصور این هدفها، برای آدمهای معمولی دشوار بود و می پنداشتند آن هدفهای والا، دست نیافتنی هستند، لیکن همت بلند و ایمان و توکل و خستگی ناپذیری و استعدادهای فراوان و تواناییهای اعجاب انگیزی که در وجود این مرد بزرگ نهفته بود، به کار میافتاد و در سمت هدفهای مورد نظرش پیش میرفت و ناگهان همه میدیدند که آن هدفها محقق شده اند. نقطهی اساسی کار او، این بود که در ارادهی الهی و تکلیف شرعی محو میشد. هیچ چیز برایش غیر از انجام تکلیف، مطرح نبود. واقعاً او مصداق ایمان و عمل صالح بود. ایمانش به استحکام کوهها میمانست و عمل صالحش با خستگی ناپذیری باورنکردنی توام بود. آن چنان در تداوم عمل صبور و کوشا بود که انسان را دچار حیرت میکرد. به همین خاطر، هدفهای بزرگ قابل وصول شد و دست یافتن به قلهها امکان پذیر گردید.
1368/3/16 مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران
* شخصیتی امام پس از پیامبران و اولیای معصومین با هیچ شخصیت دیگر قابل قیاس نیست
شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام عزیز ما، حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیای معصومین، با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نبود. او ودیعه ی خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه ی عظمت الهی بود. وقتی انسان او را می دید، عظمت بزرگان دین را باور می کرد. ما نمی توانیم عظمت پیامبر(ص)، امیرالمومنین(ع)، سیدالشهدا»(ع)، امام صادق(ع) و بقیهی اولیا را حتی درست تصور کنیم، ذهن ما کوچکتر از آن است که بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور کند، اما وقتی انسان می دید شخصیتی با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون؛ ایمان قوی، عقل کامل، دارای حکمت، هوشمندی، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بی اعتنایی به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خداترسی و عبودیت مخلصانه برای خدا، دست نیافتنی است، و مشاهده میکرد که همین شخصیت عظیم، چگونه در برابر آن خورشیدهای فروزان آسمان ولایت، اظهار کوچکی و تواضع و خاکساری می کند و خودش را در مقابل آنها ذره یی به حساب می آورد، آن وقت انسان میفهمید که پیامبران و اولیای معصومین(ع) چه قدر بزرگ بودند.
1368/3/17- در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه
*امام(ره) انسانی بسیار عاقل، دوراندیش، حکیم، آدم شناس، تیزبین، حلیم، متین و آینده نگر بود
امام(ره) انسانی بسیار عاقل، دوراندیش، حکیم، آدم شناس، تیزبین، حلیم، متین و آینده نگر بود؛ که هرکدام از این صفات، کافی بود که شخصی را در مرتبه یی والا جای دهد و احترام همگان را جلب کند. متانت و بردباری و حلم امام به گونه یی بود که اگر صد نفر در مجلسی سخنانی می گفتند که او آنها را قبول نداشت، تا لازم نمی دانست، حرفی نمی زد و سکوت می کرد؛ در صورتی که اگر در حضور آدمهای معمولی کلمهیی گفته شود که برخلاف عقیده ی آنها باشد، طوفانی در روحشان به وجود می آید که سریعاً پاسخ بدهند.
1368/3/8- در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته های انقلاب اسلامی
انتخابات به مهمترین بحث روز کشور تبدیل شده است. اولین مناظره 8 نامزد انتخابات روز گذشته برگزار شد و نامزدها درباره چالشهای اقتصادی موجود و برنامهها و تدابیر خود در این باره سخن گفتند. گشایش و رونق اقتصادی طبیعتا یکی از نیازهای مهم در هر کشور است و معمولا محور اقتصاد یکی از متغیرهای اثرگذار در فضای رقابت انتخاباتی تلقی میشود. برای چالش اقتصادی باید چارهجویی کرد. نامزدها نیز در این باب شعارها و برنامههایی دارند و ضمنا از زاویه تعلقات سیاسی خود، گریزی هم به حوزه سیاست داخلی و خارجی میزنند و از چالشهای موجود در حوزه تعاملات سیاسی بین جریانها و همچنین حوزه سیاست خارجی سخن میگویند. به راستی باید از کدام چشمانداز به پدیده انتخابات و دولت جدید و چارهجویی چالشهای سهگانه اقتصادی، سیاست داخلی و سیاست خارجی نگریست. نگاه واقعگرایانه در این باره کدام است؟
اولین واقعیت این است که ما در ایران زندگی میکنیم نه در اروپا یا ژاپن و چین و روسیه و هند. نظم سیاسی- اجتماعی فعلی ما در یک پویش تاریخی صدها ساله به ویژه پویش تاریخی یک صد سال اخیر قوام یافته است. ما نمیتوانیم در «خلأ» نظریهپردازی کنیم یا بر مبنای «خیال» سخن بگوییم و مدل و برنامه بنویسیم. هاضمه جامعه ایرانی در این پویش تاریخی پرماجرا شکل گرفته و جاذبهها و دافعههای خود را شناخته است. این هاضمه جمعی با جاذبهها و دافعههای قدرتمند خود، سلطنت و استبداد عجین شده با استعمار را که 200 سال بود ایران را به قهقرا میبرد، پس زد. ملت ما آغازگر چالش با قدرتهای غربی نبود اما در مقام دفاع از موجودیت و تشخص خود برآمد و چون عزت نفس نشان داد، یک صد سال تمام تازیانه قدرتها را بر گرده خود حس کرد. تلخ بود برای جماعت ایرانی که حاصل دسترنج خود را برسفره اجنبی بگذارد و آنگاه گماشتگان اجنبی با منت و باجخواهی، اندکی از آن سرمایه و دسترنج را به او صدقه بدهند. هرچه از روزگار قاجار به عصر پهلوی آمدیم، اختیار حکومتها و دولتها کمتر شد به نحوی که حاکمان دوره پهلوی با نظر مشخص انگلیس یا آمریکا میآمدند و میرفتند. استبداد به خودی خود مصیبتی بزرگ بود چه رسد به اینکه حاکمان جور، حلقه به گوش قدرتهای زورگوی بیگانه باشند. ملت ما در برابر چنین انحطاطی انقلاب کرد.
واقعیت دوم این است که ایران بر سر چهارراه مهمترین تحولات منطقه و جهان قرار گرفته است. ما نمیتوانیم در خلأ و خیال زندگی کنیم یا نقشه بچینیم و تدبیر کنیم. ما روی گسل اصلی سیاست و امنیت و اقتصاد جهان ایستادهایم. بیدلیل نیست که جنگ اول و دوم جهانی در اروپا و میان یاغیهای گردنکش اروپایی آغاز شد اما سرنوشت خاورمیانه را زیر و رو کرد. و بیدلیل نیست که جنگ سوم آغاز نشده، مقامات آمریکایی و صهیونیستی - به انضمام انگلیس- خاورمیانه اسلامی را هدف «جنگ جهانی چهارم» قلمداد کردند و در فاصله 12سال گذشته، 6 جنگ خونبار را به افغانستان و عراق و لبنان و غزه و سوریه و مجددا غزه در فلسطین تحمیل کردند. واقعیت این است که بپسندیم یا نپسندیم، کشور ما وسط یک میدان جنگ بزرگ قرار دارد. بالغ بر 60 سال است که نه غرب و شرق اروپا، نه روسیه و چین و هند و نه ژاپن دستخوش جنگ نشدهاند و در مقابل، منطقه ما در همین 60 سال بالغ بر 12 جنگ تحمیلی را تجربه کرده است. یعنی به طور متوسط هر 5 سال یک جنگ رخ داده و ظرف 12سال گذشته این رکورد به هر 2 سال یک جنگ افزایش یافته است. جبهه غرب با تحریک و حمایت صدام، شلاق جنگ را نیز بر شانههای ملت ما کوبیدند و به جز اثر پینه بسته زخم اشغالگری در جنگ اول و دوم جهانی، و زخم کودتا و سیطره و چپاولگری، جراحت جنگ تحمیلی 8 ساله را نیز بر شانههای ملت ما برجای گذاشتند تا یادمان نرود که ما دشمنانی عنود و لجوج داریم و حتی اگر بالش نرم زیر سرمان بگذارند، آن زخمها نمیگذارد خواب شویم.
واقعیت سوم آن است که آمیختگی امت و امام، معجزهای باورنکردنی در ایران پدید آورد. قدرتهای پنجه افکنده بر چهار گوشه خاورمیانه، در ایران یک ژاندارمری مرکزی ساخته بودند تا منطقه را مدیریت کنند. تلخی طوفانی شدن این مرکزیت تا ابدالآباد از کام آنها بیرون نخواهد رفت. دشمنان ملت ایران هر تیر عداوت که در ترکش داشتند، پرتاب کردند و واقعیت چهارم همین است که ملت ایران به رغم همه عداوتها سر پا مانده، قدرتمندتر شده، بر چالشها غلبه کرده و پیش رفته است. این عداوتها، باد مخالف و مزاحمی بود که از یک سو از شتاب حرکت ما میکاست اما در مقابل ورزیدگی و توانمندی ما را بیشتر میکرد و وادار میساخت ظرفیتهای بزرگ و معطلمانده و کشف ناشده خود را بیشتر بشناسیم و به فعلیت برسانیم. هرچه روزگار طولانی غلبه استبداد و استعمار، ایران را از مسابقه پیشرفت کشورها به حاشیه پرتاب کرد، دوران تجدید حیات ملت ایران در قالب انقلاب و جمهوری اسلامی، موجب بازگشت به مسیر مسابقه و هماوردی با حریفان دیرینه با وجود تنه زدنها و مزاحمتهای آنان شد.
واقعیت پنجم که مطلع اصلی انتخابات ماست، این حقیقت است که جمهوری اسلامی از حیات ملت مومن و بصیر و تجربه اندوخته خود ریشه میگیرد. از کف خیابان تا پای صندوق رای و از جبهه جنگ نظامی تا میدان حماسه سیاسی و اقتصادی، این خود ملت بودهاند که به رغم عملیات روانی سنگین دشمنان به میدان آمده و با تشخیص به هنگام ضرورتها، خون تازه در رگهای جمهوری اسلامی جاری کردهاند. این راز سلامت و شادابی و نشاط و اقتدار و جوان ماندن جمهوری اسلامی است. واقعیت ششم را باید در هنر جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه جستوجو کرد؛ اینکه از هفتههای اول انقلاب تا امروز بر رای و مشارکت سیاسی مردم اصرار کرده و به آن اعتماد و اتکا داشته است. تامین امنیت و ثبات کشور در عین آمد و شد جریانهای سیاسی و جابهجایی مدیران و بحرانانگیزی بدخواهان، ویژگی برجستهای است که ناظران بیطرف جهانی بر واقعیت آن در ایران اذعان دارند. انتخابات پیش رو بر بستری از این واقعیتهای چندگانه برگزار میشود.
جریانهای سیاسی و نامزدهای محترم نمیتوانند بر این واقعیتهای انکارناپذیر چشم بپوشند و در خلأ یا خیال موضع بگیرند. البته که باید برای ساماندهی اقتصاد کشور و کاستن از رنجهای معیشت مردم به ویژه طبقات زحمتکش و مستضعف جامعه تدبیر کرد. این مسئولیتی سنگین بر دوش رئیسجمهور و دولت آینده است. و ضرورتاً باید در کنار تدابیر بلند مدت و میان مدت، تدابیر کوتاه مدتی را برای حمایت از اقشار محروم- ولی نعمتان بیمنت انقلاب و جمهوری اسلامی- به اجرا گذاشت. اما معنای این تکلیف آن نیست که کسانی بخواهند با زیر پا گذاشتن واقعیتها، چوب حراج به عزت و استقلال و امنیت ملی بزنند و دشمنان را به طمع آورند. ابراز اشتیاق یکطرفه به تنشزدایی و مذاکره یکطرفه با آمریکا، همان تحقیری را به دنبال خواهد داشت که دولتمردان آمریکایی در قبال دولت اصلاحات و مقامات اروپایی با دولت سازندگی کردند.
اصلا از چشمانداز استراتژیک، این عین خیانت است که اولا به دشمن متعرض و دست درازی کننده پیشدستی نکنند و ثانیا در موقعیت دفاع نیز ضعف نشان دهند در حالی که دشمن مشغول دشمنی و گستاخی است و علیالدوام حالات رفتاری و گفتاری طرف مقابل را رصد میکند. از این حیث برخی طیفهای سیاسی و نمایندگان آنها پالسهای غلط به دشمن میدهند و در حالی که خود کم آوردهاند این انگاره غلط را القا میکنند که ملت ایران کم آورده است. این خیانت در حق امنیت ملی است و بیتردید بدون تامین امنیت و اقتدار در منطقهای انباشته از ناامنی، نمیتوان تدبیر اقتصادی کرد. این جفا در حق یک ملت است که به جای تاکید بر استفاده از ظرفیتهای ملی و بسیج استعدادهای پایانناپذیر بومی- و البته سینه سپر کردن دربرابر چالشهای سخت موجود- یکراست در خانه دشمن قسم خورده را نشان دهیم و به نام ملت ایران(!) کاسه گدایی و التماس به دست بگیریم. چنین نامزدیای، نامردی در حق ملتی مظلوم اما عزیز و بزرگ است.
از سوی دیگر مدل ساماندهی اقتصادی مطلوب در خلأ نوشته و به اجرا گذاشته نمیشود. اگر در برابرچالش چند لایه اقتصادی موجود باید منطق «اقتصاد مقاومتی» را به کار بست، این منطق مطلقا با تلقی «شرکت سهامی» از دولت سازگاری ندارد. باید دید دوستان و شریکان و موتلفان هر یک از نامزدها کیستند تا آنگاه بتوان گفت هویت واقعی آنها کدام است و آیا میتوانند از عهده «اقتصاد مقاومتی» برآیند یا خیر. آیا طیفهایی که در گذشته خود سابقه برخورد طعمهوار با فرصتهای مسئولیت و مسندنشینی داشته یا درقبال رانتخواران و مفسدان و فرصتطلبان اقتصادی شیوه همسفرهگی یا حداکثر انفعال پیشه کردهاند، میتوانند در برابر ریخت و پاش و حیف و میل بایستند و منطق پایان دادن به هدررفت فرصتها و منابع را بر بستر اقتصاد مقاومتی به اجرا بگذارند؟ هر نامزدی که خود یا حامیانش تلقی غنیمتانگارانه به دولت داشته باشند و نتوانند به امتیازخواهی و حاشیه امنیتگزینی اطرافیان و حامیان «نه» بگویند، نمیتوانند از عهده ساماندهی اقتصادی برآیند. در واقع اجرای بهترین شعارها و وعدهها، در گرو سینه سپرکردن مقابل امتیازطلبان و مفسدهجویانی است که در ادوار مختلف دولتها خود را به رخ کشیدهاند. آنها که دارای دافعههای قدرتمند در مقابل معارضان امنیت و منافع ملی نیستند، نمیتوانند نمایندگان صادقی برای سلامت بخشیدن به اقتصاد کشور در فضای متلاطم سیاست و اقتصاد جهانی باشند.
دولت آینده باید در تراز شخصیت پرورده و قوام یافته ملت ایران ظاهر شود. تراز شخصیت این ملت، «ما میتوانیم» است. انقلاب اسلامی، دفاع مقدس 8 ساله، مهار مردمی غائله گروهکها، بسیج ملی از پای صندوق رای تا کف خیابان و از کارخانه تا مراکز تحقیقاتی و علمی به هنگام ضرورت، همه ثابت میکند که روح بسیجگری و به میدان آوردن استعدادها بر مبنای منطق «ما میخواهیم و میتوانیم» در کالبد ملت ما جریان دارد. مهم این است که این روحیه جمعی و ملی از طرف نامزدهای محترم، بزرگ و محترم شمرده شود. با تسلیمطلبی یا عافیتخواهی محض و پرهیز از مجاهدت و خطرپذیری نمیتوان کامیاب شد. هیچ چیز ارزشمندی در دنیا نیست که رایگان و بدون هزینه به دست آید. بدون شجاعت نمیتوان سری در میان سرها درآورد و آقایی کرد. البته که باید تدبیر کرد و حکمت به خرج داد. اما نام تانک دادن و کلاشینکف گرفتن را نمیتوان تدبیر در غنیمت گرفتن گذاشت همانگونه که ادعای زمین دادن و زمان گرفتن از سوی کسی به اسم بنیصدر در دوران جنگ، نشانه شجاعت و تدبیر و حکمت نبود.
محمد ایمانی
امام صادق سلام الله علیه :
إنَّ سُوءَ الخُلقِ لَیُفسِدُ العَملَ کما یُفسِدُ الخَلُّ العسَلَ؛
بدخویى، کردار را تباه سازد؛ همان طور که سرکه عسل را.
کافی: ج 2، ص 321، ح 1
امام صادق علیه السلام : | ||||||||||||||
مَن أنَّبَ مُؤمِنا أنَّبَهُ اللّهُ فِی الدّنیا و الآخِرَةِ | ||||||||||||||
هر کس مؤمنى را سرزنش کند، خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش کند. | ||||||||||||||
کافی: ج 2، ص 356، ح 1 |
چرخه قانونی در بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری یازدهم اگرچه به پایان رسیده و نهایتا 8 کاندیدای احراز صلاحیت شده به میدان رقابتهای انتخاباتی پیش روی راه یافتهاند ولی عدم احراز صلاحیت آیتالله هاشمی رفسنجانی هنوز هم در کانون توجه برخی از شخصیتها، رسانهها و محافل سیاسی داخل و خارج کشور جای دارد و درباره آن تفسیرها و تحلیلهای متفاوتی ارائه میشود. آیتالله هاشمی اما، در اقدامی قابل تقدیر و البته آمیخته به گلایه، نظر نهایی شورای نگهبان را پذیرفته و اعلام کردهاند «همواره مانند یک سرباز در خدمت نظام و انقلاب هستم». سایر نامزدهای تایید صلاحیت نشده- که احتمال احراز صلاحیت آنها میرفت- نیز بر احترام به قانون و پذیرش نتیجه بررسیهای شورای نگهبان تاکید ورزیدهاند و... هماکنون رقابتهای انتخاباتی در بستر قانونی خود و با حضور نامزدهایی از همه سلیقههای درون نظام آغاز شده و ادامه دارد.
و اما، از آنجا که هنوز هم برخی از اظهارنظرهای گلایهآمیز پیرامون چرایی عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی در داخل و خارج کشور، در جریان است، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر میرسد. این نوشته را با تقسیم اظهارنظرها به سه گروه «ما»، «شما» و «آنها» دنبال میکنیم. منظور از «ما» کسانی هستند که از عدم احراز صلاحیت آیتالله هاشمی خشنودند و به دلایلی که در پی خواهد آمد، این اقدام شوراینگهبان را در جهت و راستای نجات آیتالله هاشمی از طرح توطئهای که علیه ایشان تدارک دیده شده بود ارزیابی میکنند. مقصود از «شما» در این وجیزه، مجموعه به هم آمیخته و متاسفانه بدون مرز، اصلاحطلبان، اصحاب فتنه 88 و شخصیتهای بیتفاوت در مقابل آن فتنه آمریکایی- اسرائیلی است. و منظور از «آنها»، دشمنان بیرونی و تابلودار نظام است. هر سه گروه یاد شده در یک نقطه اتفاق نظر دارند و آن، این که آیتالله هاشمی یکی از شخصیتهای برجسته و نقشآفرین در انقلاب و نظام مقدس جمهوریاسلامی ایران بوده است... بخوانید؛
1- «ما»... شواهد و اسناد فراوانی که برملا شده و از پرده بیرون افتادهاند و از این روی قابل انکار نیستند، حکایت از آن دارند که دشمنان بیرونی نظام با هماهنگی اصحاب فتنه در داخل کشور- بخوانید دنبالهها و ستون پنجم همان دشمنان بیرونی- پروژه مشترکی را با هدف تعریف شده، بهرهگیری از فرصت انتخابات برای فتنهانگیزی طراحی کرده و کلید زده بودند. در این پروژه، به تصریح کانونهای بیرونی نظیر «شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا» و شواهد برملا شده داخلی، مانند اظهارات صریح و اقدامات بیپرده اصحاب فتنه، برای آیتالله هاشمی رفسنجانی «نقش یک قربانی» را تعریف کرده بودند. این بار هم، دقیقا مانند فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88، تمامی گروهها و جریانات ضد انقلاب، اختلافات ظاهری خود را کنار گذاشته و به حمایت از نامزدی آقای هاشمی صف کشیده بودند. برخی از این گروهها علاوه بر هماهنگی بیرونی از درون نیز به همراهی دعوت شده بودند. از جمله، اظهارنظر شگفتانگیز و غیرمنتظره خانم فائزه هاشمی درباره «بهایی»ها و «منافقین» و تاکید پی در پی اصحاب فتنه که هاشمی 2013 با هاشمی 2005 و پیش از آن- هاشمیانقلابی- یکصد و هشتاد درجه تفاوت دارد! و اصرار آقای زیباکلام در کسوت حامی سینهچاک آقای هاشمی که مخالفان نظام را دعوت به صبر میکرد و نوید میداد که هاشمی از مخالفتهای قبلی خود با جریانات ضدانقلابی دست کشیده است! و در همان حال، فراخوان مقامات رسمی و رسانههای غربی و عبری و عربی برای حمایت از کاندیداتوری آقای هاشمی که آشکارا و با سمت و سوی تغییر در ساختار نظام اسلامی اعلام میشد و...
تمامی این شواهد و اسناد که فقط اندکی از بسیارهاست و پیش از این با تفصیل و تعداد بیشتری به آن اشاره کردهایم- و هیچکس توان انکار آن را ندارد- کمترین تردیدی باقی نمیگذارد که مجموعه هماهنگ اصحاب فتنه و مدیران بیرونی آنها در انتخابات پیش روی برای آیتالله هاشمی رفسنجانی نقش یک قربانی را تعریف کرده وکلید زده بودند و البته، حمایت غیرقابل توجیه آقای هاشمی از فتنه 88 در تیز کردن دندان طمع مجموعه یاد شده بیتأثیر نبوده است... این مجموعه در نهایت توانست مخالفت شدید و قبلا اعلام شده آیتالله هاشمی با کاندیداتوری خویش را به موافقت تبدیل کرده و ایشان را برای قربانی شدن آماده کند.
اکنون سؤال این است که آیا شورای نگهبان با اعلام عدم احراز صلاحیت آیتالله هاشمی، ایشان را از قربانی شدن در پروژه مشترک دشمنان بیرونی و اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نجات نداده است؟ اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد- که به گواهی دهها سند و دلیل غیرقابل انکار چنین است- باید اولاً؛ به دلسوزان نظام حق داد که از عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی یعنی نجات ایشان از قربانی شدن، خشنود باشند، ثانیاً؛ از شورای محترم نگهبان به همین علت قدردانی کنند و ثالثاً؛ باید از این طیف به عنوان دوستداران واقعی آیتالله هاشمی و علاقمندان به نجات ایشان یاد کرد. آیا غیر از این است؟
2- «شما»... اما، خطاب به اصحاب فتنه و آن عده از مدعیان اصلاحات که هرگز با فتنهگران مرزبندی نکردهاند باید گفت «شما» حق دارید از این که صلاحیت آقای هاشمی برای نامزدی ریاست جمهوری یازدهم احراز نشده است، نه فقط نگران بلکه به شدت عصبانی باشید!
چرا که شورای نگهبان با عدم احراز صلاحیت ایشان، نقشه مشترک شما و دشمنان بیرونی نظام را نقش برآب کرده و آیتالله هاشمی رفسنجانی را از قربانی شدن نجات داده است. از این جماعت جای این سؤال است که «آیا میتوانید در کارنامه سیوچند ساله و مخصوصا بیستوچند سال اخیر خود فقط به یک نمونه اشاره کنید- تاکید میشود فقط یک نمونه- که در آن، از ابراز دوستی با آقای رفسنجانی قصد سوءاستفاده از ایشان را نداشتهاید؟! بسمالله! دستکم به یک نمونه اشاره بفرمائید! آیا شما نبودید که در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ایشان را طرفدار «اشرافیت»! «بیتوجه به محرومان و مستضعفان»! «برباد دهنده بیتالمال»! «سازشکار»! «غربگرا»! «دور شده از خط امام(ره)»! «دعوت کننده از تکنوکراتها»! و... معرفی میکردید؟
آیا روزنامه «سلام» و هفتهنامه «بیان» و بولتن «دفتر تبلیغات» و خبرنامههای ریز و درشت که زیر نظر مستقیم شما تهیه و منتشر میشد، ارگان ناسزاگویی به آقای هاشمی نبود؟! تمامی نسخههای سلام و بیان و بولتنهای یاد شده موجود است.
آیا بعد از دوم خرداد 76 که تابلوی خط امام را پایین کشیدید و تابلوی دوم خردادی را بالا بردید عمر سیاسی افرادی نظیر آقای هاشمی را تمامشده ندانستید؟ و آیا در انتخابات مجلس ششم- به قول محسن هاشمی با تقلب- و به گواهی آنچه در روزنامههای زنجیرهای چاپ شده و موجود است، آقای هاشمی را برای حضور در مجلس ناشایسته معرفی نمیکردید؟ مگر شما نبودید که میگفتید و مینوشتید، هاشمی برای مجلس برخاسته از دوم خرداد «وصله ناجور» است؟ مگر شما نبودید که هاشمی رفسنجانی را «عالیجناب سرخپوش» و «عالیجناب خاکستری» مینامیدید و ایشان را به دست داشتن در قتلهای زنجیرهای متهم میکردید؟! فراموش کردهاید که حضور هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام را خلاف شرع و قانون میدانستید و این مجمع و رئیس آن را با مجلس سنای دوران شاه مقایسه میکردید؟! و صدها نمونه دیگر که شرح آن به درازا میکشد. کدامیک از این شواهد و اسناد مکتوب و مضبوط را میتوانید انکار کنید؟!...
حالا خودتان قضاوت کنید! با کدام محاسبه عقلی و منطقی و با استناد به کدام شاهد و قرینه و نشانه میتوان شما را دوستدار واقعی آقای هاشمی تلقی کرد؟ همه شواهد و دلایل که از دشمنی و توطئهچینی شما برای قربانی کردن ایشان حکایت میکند. غیر از این است؟!
3- «آنها»... این طیف یعنی دشمنان بیرونی و مدیران واقعی پروژه قربانی کردن آقای هاشمی، از عدم احراز صلاحیت ایشان سختترین ضربه را دریافت کردهاند. علاوه بر گزارش شورای امنیت ملی آمریکا که 7 ماه قبل از نامزدی آقای هاشمی با عنوان «آخرین شانس»! یاد کرده بود، روز یکشنبه 25 اردیبهشت سال جاری- 15 می- خانم «وندی شرمن» معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به این پرسش سنای آمریکا که برای انتخابات ریاستجمهوری ایران چه برنامهای تدارک دیدهاید؟ میگوید؛ «همه آنچه در توان داریم را برای اعمال نفوذ در انتخابات ریاست جمهوری ایران به کار گرفتهایم» و تاکید میکند که «در مورد برخی از این برنامهها باید در جلسات محرمانه توضیح داده شود» و چند روز بعد، پس از اعلام نتیجه بررسی صلاحیتها از سوی شورای نگهبان، آقای «جان کری» وزیر خارجه یهودیتبار آمریکا در حالی که به نوشته «یو.اس.ای. تودی» نمیتواند اضطراب خود را پنهان کند، به نگرانی شدید دولت آمریکا- توجه کنید، نگرانی دولت آمریکا- از عدم احراز صلاحیت آقای رفسنجانی اشاره کرده و ابراز تعجب میکند که چرا «شورای نگهبان فقط نامزدهایی را تایید کرده است که در راستای منافع نظام هستند»! و پاتریک ونترل با اشاره به اقدام شورای نگهبان، انتخابات ژوئن- خرداد 92- در ایران را غیرقابل پیشبینی- بخوانید محاسبات درهم ریخته آمریکا- معرفی میکند و...
بنابراین، عصبانیت «آنها» یعنی دشمنان بیرونی و تابلودار اسلام و انقلاب از تصمیم قانونی و هوشمندانه شورای نگهبان نیز به آسانی قابل درک است و این رشته سر دراز دارد.
حسین شریعتمداری
1- شرافت و صداقت که در میان نباشد برای اردوگاه ائتلافی «اموی- جملی» چه تفاوت دارد که جناب عایشه همسر پیامبر اعظم(ص) و خواهر خلیفه اول را سوار شتر سرخمو کنند و وسط معرکه بیاورند یا پیراهن خلیفه مقتول(سوم) را بر سر نی کنند و یا کلامالله را بر سر نیزه بزنند و اگر عرصه خیلی تنگ شد- در صفین- خود را برهنه کنند و از هلاکت بگریزند. جمل و صفین پر از همین شیادیهاست. در جنگ با ناکثین چه قدر بر محمدبن ابوبکر سخت گذشت که دید منافقان قدیم و جدید محارم خود را در حاشیه امن نگاه داشته اما خواهرش عایشه همسر رسول خدا(ص) را سوار بر شتر فتنه کرده و به عنوان تابلوی فریب در انظار این همه نامحرم میگردانند. پسر ابوبکر مانند پسر زبیر نبود. پای امیر مومنان(ع) ایستاد، حتی به هنگام پی کردن شتر سرخموی فتنه و پایان دادن به شرارت فتنهانگیزان. با این همه توصیه امام این بود که حرمت همسر پیامبر(ص) را نگاه دارند و او را با احترام برگردانند.
2- شرافت و صداقت که نباشد، یک روز میشود آقای منتظری را [...] خواند و اسباب مضحکه محافل خود قرار داد و روز دیگر وقتی به شکار نیمهجان در دست باند مهدی هاشمی و نهضت آزادی و سایر گروهکهای نفاق بدل شد، به او لقب آیتالله العظمایی و مجتهد واقعی و مرجع عالیقدر و... داد؛ حتی اگر اصل تقلید از مرجعیت را کاری شبیه کار میمون خوانده باشند! شرافت و صداقت که نباشد میتوان انواع اتهامات سخیف و بیپایه را در طول سالها به آقای هاشمی رفسنجانی بست و او را عالیجناب سرخپوش نامید اما چند سال بعد در پی عدم احراز صلاحیت هم او، غمگساری کرد که «انقلاب از دست رفت، شلیک بر پیکر نیمه جان انقلاب، پایان جمهوری اسلامی، انقلاب پدرخود را خورد و...»! این البته غصه بزرگی است که دشمن در برخی چهرههای دارای سابقه انقلابی طمع کند. اما باید دید حلقههای طفیلی نقاق، در کدام روند و به خاطر کدام رخنهها میتوانند این شخصیتها را پیشمرگ خود قرار دهند و با ژست موافقت، از همانها انتقام گذشته را بگیرند؛ همانگونه که مروان بن حکم و ولید بن عقبه با راهاندازی جنگ جمل، انتقام بدر و احد را از زبیر و طلحه گرفتند و طلحه با تیر مستقیم و از پشت پرتاب شده مروان- که امیر مومنان او را دست یهودیه و غدّار خوانده بود- از پا درآمد.
آیا پذیرفتنی است فتنهگرانی که علنا سال 88 در کف خیابان شعار دادند «انتخابات بهانه است- اصل رژیم نشانه است» و همه عداوت خود علیه ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و امام خمینی(ره) را یکجا بیرون ریختند، مجددا ادعا کنند برای انتخابات آمدهاند و از آقای هاشمی برای یک رقابت دموکراتیک در چارچوب قواعد نظام حمایت میکنند؟ آیا میشد سبزهای اموی را که حتی به عزاداری سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام رحم نکردند، در تدارک فتنهانگیزی تازه دید و مقهور عملیات فریب رذالت آنان شد؟ پس تکلیف بصیرت چه میشد؟!
3- ما- همه ارادتمندان یکلاقبای امام و انقلاب- یک تشکر بلندبالا و خالصانه به اعضای شورای محترم نگهبان که مسئولیت سنگین بررسی و احراز صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را امانتدارانه به دوش کشیدند بدهکاریم. نفس رسیدگی امانتدارانه به صلاحیت 686 داوطلب به نحوی که نه حق آنان و نه حقوق ملت و نظام تضییع نشود، مسئولیت سنگینی است چه رسد به این که برخی گردن کلفتهای سیاسی نیز از طرفین بخواهند فشار بیاورند. روح بلند مجتهد مجاهد شهید «شیخ فضلالله نوری» غرق در رحمت واسعه الهی باد که سنگ بنای نهاد شورای نگهبان را در پیش از یک قرن پیش گذاشت. این شورا امروز حقا رکن اعتماد و اطمینان و سلامت جمهوری اسلامی است و طبعا به همین دلیل آماج توپخانه دشمنیها قرار دارد. کارنامه درخشان شورا در آزمون اخیر نشان میدهد که اعضای محترم آن حاضر نشدند بر سر اصول قانون اساسی کوتاه بیایند و برترین و بالاترین مصلحت را در التزام به اجرای مُرّ قانون یافتند.
اعضای محترم شورای نگهبان همان گونه که قلب امت مومن و انقلابی را شاد کردند، شالوده چیدمان فتنهگری ضد انقلاب و نفاق جدید و قدیم را به هم ریختند. درست به همین دلیل، محافل ضد انقلاب و رسانههای آنها پس از یک هفته هیجانزدگی و خیالپردازی، کُپ کردهاند. آشفتگی در انبوه تحلیلهای این جبهه رسانهای و سیاسی موج میزند. از یک سو اذعان دارند که بخش اصلی نقشه مهندسی شده آنان درهم ریخته و از سوی دیگر تقلا میکنند ضربه و شکستی را که خوردهاند به واسطه تحریف صورت مسئله، پای نظام و انقلاب و مردم بنویسند! این البته هنر و هوشمندی شورای محترم نگهبان بود که برترین مصلحت را در اجرای قانون دید و گروگانگیران منافق را در فاز اول عملیاتشان ناکام گذاشت؛ البته یک موضوع هنوز محل ابهام است و آن اینکه آقای هاشمی رها شده، دچار خطای محاسبه شود و مجددا در دام آنان قرار گیرد و گرفتار شود. به تعبیر یکی از رسانههای ضد انقلاب؛ «برنامه حکومت ادامه همان راهی است که از سال 88 دنبال کرده است. انتخابات سر موقع برگزار خواهد شد. جنبش استیصال (جریانی که از سر استیصال در حال حلقه زدن به گرد رفسنجانی بود) با اکراه بیشتر ایفای نقش خواهد کرد... آیا هاشمی آن جادویی بوده که بتوان دوباره خیابان و فشار از پایین را فعال کرد؟ این گوی و این میدان!» (اخبار روز- 31/2/92).
4- آقای هاشمی در حالی که چوب تقلب جریان نفاق جدید را در سال 78 (انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی) خورده بود، با آنان همراه شد. او از سال 84 تا به امروز از موقعیت بازیگردانی و کارگردانی درآمده و در عمل به بازیگر میدانی همان جریان تبدیل شده است. جریان منافق چند لایهای که آن انتقام سخت و علنی را سال 1378 از آقای هاشمی کشید و از او «آغاسی» انتخابات ساخت، برای چندمین بار در حال انتقامگیری از ایشان است اما این بار از گارد موافق و هل دادن آقای هاشمی به تقابل با نظام. آیا هاشمی را باید حفظ کرد؟ تردیدی در این نیست. نگارنده با همین تلقی- و با وجود انتقادهای جدی- در آخرین انتخابات مجلس خبرگان به آقای هاشمی رای داده است. اما آیا حراست و حفاظت از شخصیتها، یک مسئولیت یک طرفه است حتی اگر خود آنها همراهی نکنند؟ اگر کسی در خطبههای نماز جمعه (26 تیر 88) از فتنهگران جانبداری کرد و آنها پس از آن تشجیع شدند که سلسله خیانتهای روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و 6 دی (عاشورا) را یکی پس از دیگری مرتکب شوند و از شعار به نفع رژیم صهیونیستی و اهانت به حضرت امام(ره) تا حذف جمهوری اسلامی و شعار علیه ولایت فقیه و سپس جسارت به ساحت مقدس امام حسین(ع) پیش بروند و آخرالامر نیز همان چهره سیاسی پس از چند سال از موضع لجاجت گفت موضع من همان است که در آخرین نماز جمعه گفتم و یا ادبیات تردیدافکن رسانههای جبهه استکبار در القای آزاد نبودن انتخابات را تکرار کرد، آن هنگام تکلیف چیست؟ در این صورت، آن شخصیت سیاسی با سابقه مهمتر و محترمتر و ارجمندتر است یا اصل جمهوری اسلام و مردم و امام خمینی(ره) و مکتب امام حسین علیهالسلام؟!
سران فتنه (امثال موسوی)حرمتشکنان بازداشت شده در روز عاشورا را که در میان آنها اعضای فرقه ضاله بهائیت و گروهک تروریستی منافقین و... بودند مردمان خداجو خواندند و بر لجاجت و انحراف خود اصرار ورزیدند و معالاسف آقای هاشمی نه تنها نتوانست با آنها مرزبندی کند، بلکه به تابلوی حمایت از آنان تبدیل شد. یک علت این امر را میشد در اظهارات خانم فائزه هاشمی جستوجو کرد که از بازداشتیهای آن دو گروهک به عنوان «دوستان خوب» خود یاد کرد و تاکید نمود هرگز به منافقین تروریست، منافقین نخواهد گفت. آری در بیت آقای هاشمی، فرزند وی حاضر نیست از سازمانی که 12 هزار شهروند بیگناه ایرانی را به شهادت رسانده- و پدر وی یکی از قربانیان است- با هویت واقعیشان یاد کند و به آنها «مجاهدین» میگوید و دوستان خوب خود میشمارد. اینجا تکلیف چیست؟ باید ایستاد و تماشا کرد تا منافقین این بار به جای ترور فیزیکی، عملیات گروگانگیری را کامل کنند و سپس به واسطه این گروگانگیری، محافظان انقلاب را خلع سلاح کنند و بعد حتی گروگان را نیز از پای درآورند؟!
5- پیام اقدام شورای نگهبان درباره نامزدی آقای هاشمی- و نامزد رئیس جمهور به شکلی مشابه- این است که حق و قانون و اصل نظام محترمتر از شخصیتهاست و نرخ کلی انقلاب نه خواهد شکست و نه بر سر آن تخفیف داده خواهد شد. اصلا تخفیف از جیب چه کسانی، ازجیب ملت مومن که پناهی جز مسئولان امانتدار ندارند؟ آیا چهرههای سیاسی که دافعههای لازم و انقلابی را در برابر مفسدان و قانونشکنان ندارند، مظلومترند یا ملت نجیبی که به واسطه فتنه و انحراف در حقشان ظلم شد؟! این جملات شریف، بیان رسای حضرت امام(ره) در منشور برادری است که درباره گروهکهای التقاطی و لیبرال فرمودند «انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد... آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول که چرا مرگ بر آمریکا گفتید، چرا جنگ کردید، چرا نسبت به منافقین و ضد انقلاب حکم خدا را جاری میکنید، چرا شعار نه شرقی نه غربی دادهاید، چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر... صریحا اعلام میکنم تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین، اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند».
اکنون سؤال این است که آیا امروز همان گروههای منافق و لیبرال- پس از قربانی کردن برخی چهرههای با سابقه نظیر آقای منتظری- سراغ حیثیت آقای هاشمی نرفتهاند و علنا با ذکر دلیل از عملکرد سالیان اخیر وی حمایت نمیکنند؟ اگر حمایت میکنند که میکنند، اینجا باید جانب شخص را گرفت یا نظام و انقلاب و مردم را؟ بدین ترتیب ارزش اقدام شورای نگهبان بیشتر به چشم میآید که با تدبیر قانونگرایانه خود، آقای هاشمی را- که برای اجرای نقشه موذیانه منافقین، به وسط میدان هل داده شده بود- حفظ کرد. و همین امر است که صدای جیغ و فریاد طراحان سناریوی دوسویه «انتقام از نظام- انتقام از هاشمی» را به آسمان بلند کرده است.
محمد ایمانی
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس/a> آیتالله هاشمی رفسنجانی، در دیدار مسئولان و اعضای ستاد انتخاباتی خود اظهارداشت: جامعه امروز، نیاز به وحدت و آرامش برای عبور از شرایط دشوار کنونی را دارد و باید ضمن پرهیز از ناامیدی با روحیه امید و آرامش و اتخاذ تصمیمات جهادی، عقلایی برای حل تدریجی مشکلات کشور چارهاندیشی کرد.
وی افزود: تلاش کنیم تا حماسه سیاسی مدنظر رهبری ایجاد شود تا بتواند مقدمهای برای حماسه اقتصادی در کشور باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تشکر و قدردانی از تلاشهای خالصانه و خودجودش مبتنی بر احساس وظیفه و تکلیف مسئولان و اعضای ستاد انتخاباتی خود در سراسر کشور اعم از نیروهای معتدل و متعهد اصولگرا و اصلاح طلب و مستقل که با دست خالی و انگیزههای شخصی و احساس وظیفه در این مدت کوتاه متقبل زحمت و هزینه شدند به تشریح علل ثبتنام خود در این دوره از انتخابات پرداخت.
رئیس مجمع تشخیص مصلحتنظام افزود: عصر جمعه اصلا قصد نامزدی نداشتم و قبلا اطلاع داده بودم که آماده نامزد شدن نیستم ولی با توجه به مراجعات فراوانی که از ماهها قبل از انتخابات بویژه در روزهای منتهی به پایان مهلت ثبت نام داشتم که از همه قشرهای کشور و صنوف مختلف بودند و بویژه شخصیتها و بزرگانی از قم، مشهد، نجف که شاید در وقت مناسبی به آن پرداخته شود، نهایتاً احساس کردم مقاومت در مقابل این حجم زیاد از درخواستها نوعی استبداد به رای است لذا به رغم آگاهی از مشکلات پیش رو و موانع موجود و تشدید حجم تهمتها و تخریبها برای اینکه در نزد خدا حجتی داشته باشم و در نزد مردم و تاریخ آینده کشور احساس شرمندگی نکنم پس از ارسال پیام به خدمت رهبری خود را برای خدمت عرضه کردم و اکنون نیز در شرایط بهوجود آمده، وجدانم راحت و آسوده است و برای همه دعای خیر و توفیق دارم.
در ابتدای این دیدار جهانگیری به بیان گزارشی از فعالیتهای صورت گرفته در مدت محدود مسئولیت خود به عنوان رئیس ستاد انتخابات پرداخت و اظهارداشت: با تشکیل ستادها افراد از گروههای مختلف، نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، طبقات ضعیف جامعه از سراسر کشور به ابراز احساسات و خوشحالی پرداخته و موجی در کشور ایجاد شد که انشاء الله ادامه پیدا کرده و باعث ایجاد حماسه سیاسی مورد نظر مقام معظم رهبری شود.
در ادامه حجج اسلام رستگاری، مجید انصاری، حمیدزاده، ادیب، و همچنین خباز و کشاورزیان و قریشی به بیان نظرات خود پیرامون انتخابات پرداختند و از ایثار و فداکاری آیتالله هاشمی رفسنجانی برای قبول دعوتهای بیشمار و شرکت در انتخابات تشکر و قدردانی کردند.